تبليغاتX
خیلی دور خیلی نزدیک

خیلی دور خیلی نزدیک

نوشته های روزانه پرهام درباره همه چیز

دوغ و گوشفیل

اصفهان اگه بیاین یا برین ! 2 تا چیز را اگه نخورین عمرت بر فناست !
یکی بریانی و یکی هم دوغ و گوشفیل !

یک دوستی از تهران اومد پیشم اصفهان چند سال پیش رفتیم توی چهارباغ , بهش گفتم بیا بریم یک چیزی بهت بدم حال کنی ! گفت چی ؟ گفتم بریم یک دوغ و گوشفیل بهت بدم جیگرت حال بیاد !
گفت برو بابا شور و شیرین با هم دیگه می خوریم حالمون بد میشه ! اینا چیه دیگه شما اصفهانی ها می خورین !!!
گفتم نه بابا تو بیا بریم ...

نشون به همون نشون که بعد 3 تا لیوان دوغ و 3 تا ظرف پر گوشفیل به زور آوردمش بیرون !
گفتم بیا بریم حالا دیگه نمیتونی روی پات وایسی !

خلاصه که اصفهان دوغ و گوشفیل فراموش نشه !
( به شیوه راننده اتوبوسی , دوغ و گوشفیل دست راست توی چهارباغ - عدالت )
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 20:17  توسط پرهام  | 

سیب دندان زده

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست توافتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست
که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت ؟؟؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 20:15  توسط پرهام  |